تبليغاتX
کوچه
دبیرخانه دائمی جشنواره شعر کوچه

 

می روند و بر نمی گردند,می دوند و از پای نمی نشینند که از پای می نشانند, این عقربه های لعنتی, تا قمر در عقرب شود روزگارمان و بی داغ نباشیم هیچ فصلی را که سالها نیز بر مدار عقربه ها می چرخند.

پنداری سال و ماه نو شده اند با اینکه بوی کهنگیشان زمین را پر کرده است و این زمین آزمند هم گرسنه تر و تشنه تر ,از ازل دهان باز گذاشته تا ابد هم سیر نخواهد شد.                       

                             و مرگ مثل سایه ای همیشه پا به پای ما

همیشه پا به پای ما و پا به پای زندگی

بهار می آید وسالی دیگر را باید , بی پزشکیان,بی پرهیزگار,بی مردانی,بدون بیگ وردی, مظلوم زاده,نجمه زارع و مظفریان و...

بمانیم و ببینیم که خزان چگونه باز گلهایی را پر پر خواهد کرد, چرا که دل بر این عجوزه ی هزار داماد نبسته اند و پیمان فریب کارانه اش را شکسته اند وبا اینکه از غدر و کینه اش خسته اند,چونان گل, در انبوهی از خار شکفته اند و هرگز در غفلت نخفته اند, بیدار مانده اند واز بیداری گفته اند.

اما این عقربه های لعنتی همچنان ,نمی نشینند ,میدوند, میروند و بر نمی گردند, تنها؛ یادها و نامهاست که بر می گردند و می مانند وما حیران که :

جامی است که عقل آفرین می زند ش

صد بوسه مهر بر جبین می زندش

این کوزه گر دهر چنین جام لطیف !

می سازد و باز بر زمین می زندش!!!

یاد همه عزیزان اهل هنر و اندیشه را گرامی میداریم.(انجمن شعر و ادب کازرون)

"آستانه" انجمن  شعر و ادب کازرون روز پنج شنبه گذشته , اقدام به برگزاری عصر قصه با عنوان "بوی کاغذ " نمود.این برنامه با حضور  نویسندگان و شاعران جوان شهرما ن و جمعی از ادب دوستان ,آقای مرحمتی رئیس اداره فرهنگ و ارشا د , آقای آل مجتبی , استاد کاظم دهقانیا نفرد و مهمان ویژه  استاد امین فقیری ساعت 4 بعد از ظهر در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی – تالار مردانی برگزار گردید.

مراسم با اهدافی برگزار شد که  یکی از آنها معرفی هر چه بیشتر فعالین  شهر در زمینه داستان نویسی  به همشهریان می باشد.از آن جا که  هدف ما نیز در دبیر خانه  در این سمت و سو می باشد,گزارشی  مختصر از آنچه گذشت می نویسم برای آنها که نبوده اند .!!!

بعد از شروع مراسم ,  با دیدن کلیپی که با تلاش  آقایان پور مظفر و مدبری ساخته شد , یا دی کردیم از" رسول ملا قلی پور" کارگردان  مرحوم سینما.

پس از پخش کلیپ, شهرام مدبری"  دبیر انجمن داستان کازرون " مختصری گفت از انجمن , فعالیت ها و هدف از  برگزاری عصر قصه ... ودر خاتمه داستان کوتاهی از زنده یاد کرامت بیگ وردی را خواند.

در ادامه... به ترتیبی که ذکر میشود دوستان به روی سن آمده و داستان خود را خواندند.آقای حسینی,نازنین حسینی نژاد"کارآگاهان کوچک", شهین چوپانی "بنفشه های سرخ" , سید حامد موسوی " آخرین برف آذر ماه" , فاطمه عباسپور "برای فردا" , محسن پور مظفر " گرنیکا..."  , محبوبه لطیفیان "تولد" و امین قربانی "مینو " . داستان های  کوتاه ذکر شده  در" نشریه  شماره 9 آستانه"  چاپ شده , این نشریه همان روز بین حضار توزیع گردید.

 

امین فقیری  میهمان برنامه نیز از خودش گفت از داستان نویسی و  سختی هایش ...در این جا بیگرافی از ایشان را  می آوریم و در ادامه گوشه ای از صحبت هایش خطاب به  حاضرینی که دست به قلم میبرند.

 

                                       

 امین فقیری (۳۰ آذر ۱۳۲۲-) نویسنده‌ای ایرانی‌است. وی متولد شیراز است. اولین مجموعهٔ داستانی خود را به نام دهکدهٔ پرملال در سن ۲۳ سالگی انتشار داد. از او تا کنون نوزده کتاب در زمینهٔ رمان مجموعه رمان و نمایشنامه وداستان نوجوانان به چاپ رسیده‌است.او در حال حاضر در روزنامه عصرمردم شیراز مشغول به کار است .

"داستان نویسی زحمت زیادی دارد. داستان نویسی کاری شاق و طاقت فرساست ... یکی از عناصر داستان ,موضوع داستان می باشد . اگر از یک داستان  خوشمان آمد بدون شک این داستان دارای موضوع خوبی است . موضوع خوب وقتی نصیب  نویسنده می شود , نباید آن را رها کند تا وقتی که ننو شته راحت نمی شود. باید موضوع با نویسنده این کار را کند و البته که موضوع اصیل نویسنده را وادار به نوشتن می کند."

در ادامه به ذکر یکی از تجارب شخصی خود پرداخت . به عقیده وی باید موضوع داستان از پیش تعیین شده باشد . وی گفت:

" من حتی به فینال داستان  هم می اندیشم و بعد پشت میز می نشینم . امکان زیاد هست که  آخر داستان که از قبل راجع به آن اندیشیده ایم , وقتی می نویسیم کاملا عوض شود . در کل تعصبی نداشته باشید به آ نچه دارید می نویسید. "

به نظر ایشان بعضی از  داستا ن های خوانده شده پست مدرن بودند . وی گفت:" ما داستا ن  نویسی را از غرب گرفته ایم . پسا مدرن باید جوری باشد که خواننده آن را بفهمد ."  گفته هایش را با توضیح در مورد یکی  دیگر از  عناصر داستان " گره افکنی"

ادامه داد و ذ کر  کرد: " داستان هایی در ذهن ما می ماند که گره مهمی داشته باشد . داستان باید دارای چند گره باشد  از گره های کوچک تا بزرگ... گره باید زیر پوست داستان حرکت کند و تا آخر برود " وی برای مثال داستان آقای حسینی و فاطمه عباسپور را نام برد.

ایشان چند نکته را به داستان نویسان گوشزد کرده و هم چنین  داستان فاطمه عباسپور را تحسین کرد و   برای همه بچه ها به ویژه فاطمه عباسپور اظهار امیدواری وآ رزوی مو فقیت کرد.

در پایان برنامه از طرف اداره فرهنگ و ارشاد کازرون لوح  یاد بودی به وی اعطا شد و از ایشان تقدیر به عمل آمد. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 0:17  توسط گروه اجرایی  | 

 

 

شميم شعر تو آمد زمشرق رازم

نسيم ياد تو امشب دميده در سازم

و در حضور خيالت به اتفاق قلم

شبي دوباره غزل هاي تازه مي سازم   

راضيه مرداني

 

 

 

در راستاي اهداف دبير خانه شعر كوچه كه شناخت ، ثبت و بررسي فعاليت هاي ادبي در زمينه شعر در سطح شهرستان كازرون و حوزه هاي  مربوط يكي از آنها است.بنا به تصميم اعضاي دبير خانه در آخرين جلسه قرار بر اين شد، كه به نحوي از فعاليت هاي ادبي برگزار شده در شهر نظير  نشست هاي ادبي و يا كنگره ها وبزرگداشت ها...وهر گونه عملكردي  كه رد پاي شعر وادب در آن ديده مي شود ، گزارشي هر چند مختصر و يا نوشته اي اگر هم چند سطر تهيه و در وبلاگ دبير خانه به روز شويم ، تا دوستان  و عزيزاني كه با ما همراه هستند هم در جريان اين برنامه ها قرار بگيرند.

...و اينك بر ستيغ سخن نشسته ايم . بال هاي گشوده مان را مي بنديم و اندكي تامل مي كنيم، تا بشنويم و ببينيم كه ستيغ سخن 2 چه مي گويد؟...ادبيات پايداري از كربلا تا لبنان و فلسطين ...و پايداري از زبان  مرداني.

 كنگره ستيغ سخن 2امسال نيز مانند سال گذشته در شيراز و كازرون برگزار شد.

اين كنگره در شيراز در تاريخ 2 اسفند طي سه فراز  در تالار حافظ شيراز ودر كازرون طي دو فراز،صبح در تالار دانشگاه آزادو بعد از ظهردر آرامگاه با حضور شاعران و ادب دوستان وجمعي از مسولين و هم شهريان عزيز برگزار گرديد.

ستيغ سخن امسال با موضوع" ادبيات پايداري و ريشه ها" برگزار شد . به دنبال  فراخواني كه از سوي دبير خانه كنگره اعلام شده بود شاعران و نويسندگان  از سراسر كشور آثار خود را به دبير خانه ارسال داشتند ،كه مجموعه اشعار تحت عنوان "آنچه گفتم تمام دلم نيست" به كوشش امين شفيعي و محمود رضا برامكه و مقالات ارسالي نيز به كوشش خليل شفيعي تحت عنوان"خاكريز آسمان" گرد آوري و به چاپ رسيد. ضميمه اين دو مجموعه كتابچه انجمن هاي ادبي فارس به عنوان "شطح عشق" نيز چاپ شده كه در آن نام انجمن هاي ادبي استان به همراه نوع و شكل  فعاليت هاي آنها ذكر شده است.

مجموعه " آنچه گفتم تمام دلم نيست" در 5 بخش  با مقدمه اي از عليرضا مسعودي دبير كنگره ،  چاپ  شده است.بخش اول آن شامل اشعاري از استاد و هم چنين اشعاري كه دوستان در رثاي ايشان سروده اند مي باشد،و بخش دوم (پايداري وجنگ )كه ميتوان به آثار شاعراني چون مرحوم محمد رضا آقاسي(خون هابيل در اين باديه مي جوشد)وزكريا اخلاقي،قيصر امين پور،محمد علي بهمني،و سعيد بيابانكي(حادثه ي شهر آشوب  و تاوان نا سپاسي) ، احد ده بزرگي ، خليل شفيعي،رضا علي اكبري ،عليرضا قزوه و سهيل محمودي اشاره كرد.

 

در بخش (پايداري و عاشورا)ميتوان عزيزاني چون غلامعلي مهدي خواني ، مريم مغاره، اصغر معصومي،امين شفيعي و شيوا آراء را نام برد.

در بخش (پايداري ، فلسطين و لبنان) هم محسن رضوي ، اصغر معصومي ،عليرضا قزوه و خانم سارا جلوداريان را نام مي بريم.

و بالاخره در بخش آخر" نونه هايي از گستره پايداري"  از مرزها فراتر  رفته و آثار آدونيس(بيگانه) و كارلوس خوسه گواداموس ( اطاعت مكن)وايرج ميرزا(مخالفت با معا هده ي 1907) به چاپ رسيده همچنين اثري از احمد شاملو به نام از مرگ...بيدل دهلوي (از فرق تا قدم)، مهرداد اوستا (شهيدان راه عشق)، احمد ارجمنديno war  و اثري از خليل شفيعي و محمود رضا برامكه و خانم ليلا محمودي به چاپ رسيده است.

در مجموعه " خاكريز آسمان" كه آن نيزبا مقدمه اي از عليرضا مسعودي آغاز ميشود مجموعه مقالات ارسال شده به چاپ رسيده است.در اين مجموعه حدود 14 مقاله از دوستان هنرمند داريم كه ترجيحا  گوشه اي از  مقاله كامران شرفشاهي را انتخاب كرده و مي نويسيم:

حماسه ي  مظلوم فلسطين را تنها شاعران فلسطيني و عرب نسروده اند،بلكه تمامي شاعران آزاده ي جهان ، سرودن از اين حماسه ي مظلوم را وظيفه ي خويش دانسته اند ولذا كوشيده اند تا با زبان سحر انگيز شعر،حقانيت مردم اين ديار را در شب ظلماني اين اعصار فرياد زنندو اين  چنين حماسه ي مظلوم فلسطين ،گام در قلمرو ادبيات نهاد و پيام سرخ  خود را از پنجره ها و مرز ها عبور داد تا به گوش تمام  جهانيان برسد.

اين نكته از آن جا حايز اهميت است كه هر رويدادي در طول تاريخ ، قابليت اين را نداشته است كه به آساني پاي در  قلمرو هنر بگذاردو از چنين مقبوليت و جاودانگي والايي بر خوردار شود.

حماسه ي مظلوم فلسطين ،از دروازه هاي هنر و خصوصا ادبيات نه تنها عبور كرد،بلكه در اين قلمرو خانه گزيد و هم دردي و احترام جهانيان را بر انگيخت.

از ديگر سو ،برخي از رويدادها بوده اند كه حضوري اندك و محدود در قلمرو ادبيات داشته اند . به تدريج با گذشت زمان ،نقش آنان روز به روز كم رنگتر شده و پس از چندي به فراموشي  سپرده شده اند. ليكن حماسه ي مظلوم فلسطين به چنين توقف و ركودي در قلمرو ادبيات مبتلا نشده ، به گواهي آثار و كتب هايي كه در اين عرصه ،چاپ و منتشر شده است ،همواره اين حماسه ي شگفت ، مورد توجه و رويكرد طيف وسيعي از ادبا و سخن سرايان قرار گرفته و از حمايت صريح آنان بر خوردار شده است.

به گونه اي كه ميتوان بدون اغراق مدعي شد كه از بزرگترين حاميان حماسه ي مظلوم فلسطين،شاعران،نويسندگان،هنرمندان و انديشوران متعهد و آگاه جهان هستند كه در اين ميان ، سهم شاعران چشمگير و قابل ملا حظه تر است. بدون ترديد، شعر ، نخستين حامي حماسه ي مظلوم فلسطين است كه از همان روزهاي نخست در گيري هايي كه به اشغال اين سرزمين انجاميد،قدم در ميدان مبارزه نهاد،بر سر زبان ها نشست و دل ها را فتح كرد وبه مبارزان ،شور و جسارت و اميد بخشيد...

 

حال كه به گوشه اي از مقاله ي آقاي شرفشاهي اشاره شد ،بد نيست  چند شعر از آثار ارائه شده در مجموعه را نيز در اين جا ذكر كنيم ،سعيد بيابانكي و ادبيات پايداري...

 

 

تاوان نا سپاسي

 

مي سوزم از فراقت با ديدگان تر من

هم آبم و هم آتش ،درياي شعله ور، من

بر دوشم اين امانت، تاوان ناسپاسي است

عمري سوار بودم ، بر گرده ي پدر من

بر بند بند نايم، بند است و بي نوايي

زنداني است انگار ، مسعود سعد در من

چشم انتظاري من ،شب را سياهتر كرد

از بس ستاره چيدم،از شام تا سحر من

سهم من وتو از عشق زيبا و عادلانه است

يك مشت استخوان تو ،يك مشت بال و پر من

 

 

 

و اينم يه رباعي از ميلاد عرفان پور

اين خاك به لطف استقامت سبز است

پاييز اگر كند ملامت سبز است

پرواز كنيد اي كلاغان سمج

اين مزرعه تا روزقيامت سبز است

 

كنگره ستيغ سخن امسال  به كوشش مجتمع آموزشي فرهنگي امام رضاوانجمن ادبي شاعران انقلاب اسلامي ،اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس اداره كل حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس، صدا و سيماي مركز فارس،بنياد فارس شناسي،اداره كل تبليغات اسلامي استان فارس، سازمان آموزش و پرورش استان فارس، بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشكي شيراز ،دفتر امام جمعه شيراز ،استانداري فارس،سازمان فرهنگي و اجتماعي شهرداري شيراز ، شهرداري كازرون،دانشگاه آزاد اسلامي كازرون ،اداره فرهنگ وارشاد كازرون ، انجمن شعر جوان اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس برگزار گرديد.در گرد همايي امسال جنا ب آقاي صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز حضور داشتند.هر چند  همواره نارسايي هايي وجود دارد كه اين نارسايي ها ممكن است در هر برنامه ايي به وجود آيد ،اما اميد آن را داريم كه در سال آينده اين مراسم  هر چه بهتر برگزار شود. حفظ ياد و خاطره و تجليل از بزرگان فرهنگي هر ديارو هم چنين دنباله روي از انديشه هاي آن بزرگان  موجب حفظ اصالت و در آينده شكوفايي هر چه بيشتر آن شهرو ديار است .برگزيدگان كنگره:

در بخش ادبيات پايداری از شاعرانی چون سعيد بيابانكی، راضيه نيسانی، احمد ارجمندی و ليلا محمودی تجليل شد. همچنين در بخش فلسطين آثار عليرضا قزوه و سارا جلوداريان برگزيده شد و در بخش عاشورايی نيز مريم مقاره، اصغر معصومی، فرامرز احمری و غلامعلی مهری‌خانی تجليل شدند و از «شيوا آرا» شاعر هشت ساله به دليل حضور شاعرانه در عرصه‌ی شعر عاشورايی تجليل ويژه به عمل آمد.

در بخش كتاب شعر نيز كتاب های «تانك‌ها در سايه» از عليرضا اكبری، «بی‌سيمچی كوچك» از ليلا برزگر و «تو از حماسه‌ی سرودی» از برامكه برگزيده شدند.

 

و كلام آخر پايداري از زبان مرداني شاعر كازروني است كه هدف از اين گرد همآيي زنده كردن نام و ياد و مرور انديشه ها ي اوست :

  

سمند صاعقه

 

سمند ساعقه زين كن سواره بايد رفت     

                                                به عرش شعله سحر چون ستاره بايد رفت

شهيد زنده ي تاريخ عشق مي گويد                       

                                                به دار سرخ انا الحق دوباره بايد رفت

بگو به يوسف انديشه اي پيمبر دل                       

                                                به چاه حادثه هنگام چاره بايد رفت

گذشت كشتي خورشيد از جزيره ي موج             

                                               به غرقه گاه خطر زين كناره بايد رفت

بپوش جوشن آتش به تن سوار فلق                       

                                                كه در مصاف خصان چون شراره بايد رفت

به گوش لاله ي خونين نسيم عاشق گفت                 

                                               چو گل زباغ جهان پاره پاره بايد رفت

شكفته در افق خاك ،آفتاب يقين                             

                                               به بام ديده براي نظاره بايد رفت

امير قافله ي نور ،ميدهد فرمان                             

                                               به عرصه گاه شهادت،هماره بايد رفت

رسيد لحظه ي موعود و نيست گاه درنگ           

                                               به قاف واقعه بي استخاره بايد رفت    

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 0:43  توسط گروه اجرایی  | 

 

 

 

خدا روستا را

         بشر شهر را

                  

                  ولي شاعران آرمان شهر را آفريدند

 

كه در خواب هم، خواب آنرا نديدند.

                       

                                             ***

هم انديشي, نتيجه هاي خوبي دارد.گاهي آنقدر شاعر مي شوي كه انديشه ات, انديشه ي كسي ديگر مي شود....به تعبير ديگر   انديشه ي ما انديشه هاي ديگران مي شود..

4 سال است كه دست هاي هم انديشي يكديگر را شاعرانه و دوستانه مي فشاريم, تا در  نتيجه دايره اي شويم از سيل سر شار واژهاي به تصوير درآمده و مجسم...

ما اتفاق هاي نيفتاده اي هستيم كه مي توا نيم بيفتيم...5 هم انديش ادب دوست كه دبيرخانه ي جشنواره  شعر كوچه را پايه ريزي كردند.  پنجشنبه 21 ديماه,  توي يك كوچه با يك فانوس و يك ديد تازه دنبال دستايي گشتيم كه بتونه دستامونو لمس كنه و هم انديشانه نتيجه بگيره كه گرفت. اينم يه عالمه دست عاشق!!!

 دبير خانه دائمي جشنواره شعر اقدام به برگزاري جشنواره شعر كوچه (5) نكرد,  با توجه به اين كه انجمن هم انديشان جوان  مي خواهد زاويه ي ديد تازه تري به ادبيات داشته باشدکه دبيرخانه سعي دارد اين كار را انجام دهد. وضعيت ادبيات شهر بايد بررسي شود.اعضاي تيم برنامه ريزي دبير خانه جشنواره شعر كوچه يعني ما با كمك مسلم و حتمي اعضاي  همكار بايد بتوانيم ادبيات را بهتر و نتيجه بخش تر كنيم.

در واقع هدف اين دبير خانه هم همين است, يكي از ريز برنامه هاي اجرايي دبير خانه برگزاري نشست هاي ادبي "كوچه" مي باشد , كه اولين آن را پنجشنبه 21 دي تجربه كرديم.بازهم مثل هميشه طرفداراي هميشه همراه "كوچه" دست هم انديشان را گرفتند, شعر خوانديم...شعر شنيديم ...خلاصه با هم بوديم.

مجري خوب و هميشه همراه , خانم موذن برنامه را به خوبي شرو ع ....به خوبي دنبال و خوب هم تمام كرد.

بعد از تلاوت آيات روح نواز قرآن و سرود جمهوري ,  دبير انجمن خانم فاطمه عباسپور در رابطه با هم انديشان و فعاليتهاي انجمن طي سال هاي قبل, ساختار فعلي دبير خانه و اهداف دراز مدت آن صحبت كرد.

در ادامه هم قسمت اول برنامه با شعر خواني شاعران پيشكسوت  دنبال شد.

 سخنگوي دبير خانه آقاي علي بحراني در مورد اهداف تشكيل دبير خانه و ريز برنامه هاي اجرايي و همين طور استاني شدن جشنواره سال آينده صحبت كرد.

 وقت اذان وبعد يه استراحت 15 دقيقه اي كه طي آن لابيست ها روند اجرايي و عملي دبير خانه را براي حاضرين در سالن توجيه كردند.

 قسمت دوم برنامه بعد از اذان و استراحت ,اجراي ديدني و شنيدني گروه موسيقي بود .قسمت دوم با شعر خواني شاعران خوب شهرمان ادامه پيدا كرد.

يكي از برنامه هاي دبير خانه توي اين نشست ها معرفي يك شخصيت ادبي از چهره هاي شهراست .كه در اين نشست" ايزدي كازروني" معرفي شد.  آقاي موسي مطهري زاده با خواندن مقاله اي به معرفي هر چه بيشتر ايزدي  چه از لحاظ ادبي وچه تاريخي پرداختند.

فرم هاي عضويت در حين برنامه توسط لابيست ها پخش شد و شاعران فعال و بچه هاي  انجمن هم انديشان مشتا قانه عضو همكار دبير خانه شدند. در ضمن دبير خانه يادگاري  هم داد ...و اون فال حافظ بود.

خلا صه اين كه نشست" سر خط " برگزار شد اين ميسر نشد مگر با همكاري خوب و پي گير اعضاي دبير خانه و كمك ها و مساعدت هاي عزيزاني كه ما را در برگزاري اين نشست ياري دادند.

 

حرف آخر اينكه :

انجمن هم انديشان جوان باز هم اتفاقي بود كه افتاد...

                                                         يك اتفاق خوب و پير.

                             

 

                              

                       

                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 14:27  توسط گروه اجرایی  | 

 

دعوتنامه

گامهایتان را بر دیدگانمان انتظار می کشیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 15:55  توسط گروه اجرایی  | 

در آغاز هیچ نبود،

                                   کلمه بود…

نام "کوچه" در میان اهالی شعر و ادب تداعی گر زمستان و جشنواره شعر انجمن هم اندیشان جوان است که طی 4 سال گذشته به طور پیوسته برگزار گردید. این جشنواره نقطه عطف فعالیتهای ادبی انجمن هم اندیشان بود که در طول سال پایه ریزی می گردید و نهایتا در قالب جشنواره شعر کوچه تبلور می یافت. کوچه 1… کوچه 2… کوچه 3… و کوچه4…

تجارب حاصل از برپایی موفق چهار جشنواره که به عنوان تنها جشنواره شعری و ادبی کازرون طی سالهای اخیر شناخته شد، نیروهای آشنا و علاقه مند به امور ادبی در انجمن هم اندیشان جوان را برآن داشت تا با برپایی دبیرخانه دائمی برای جشنواره، این گام ارزشمند را در سطح شهرستان همیشگی کرده و  وسعت اجرای آن را تا سطح استانی و نهایتا کشوری ارتقاع دهند.

 

دبیرخانه دائمی جشنواره شعر کوچه:

شورای مرکزی انجمن هم اندیشان جوان همزمان با اجرای چهارمین جشنواره شعر کوچه اقدام به تشکیل دبیرخانه دائمی نمود که با آغاز فعالیت شورای مرکزی دور پنجم این دبیرخانه فعالیت خود را با پنج عضو ثابت شامل آقایان علی بحرانی و محسن عباسپور و خانمها محبوبه لطیفیان، زینب صبوری زاده و سمیه مردانی به طور گسترده ادامه داد و از سوی شورای مرکزی فعالیت های ادبی مربوط به جشنواره شعر کوچه به این دبیرخانه محول گردید.

دبیرخانه دائمی شعر کوچه در اولین جلسه خود در تاریخ 20 / 9 /85 با توجه به وضعیت فعلی ادبیات در سطح شهرستان و وجود استعدادهای جوان و نیروهای فعال در سطح شهر، تصمیم گرفت تا زمینه ی فعالیت های کارآمدتری برای این گروه از جوانان فراهم کند و همواره برنامه ریزی خود را براین تفکر بنا نهاده که جز با همیاری و همفکری نیروهای ادبی شهرستان به نتیجه نخواهد رسید.

همچنین این دبیرخانه در راه رسیدن به اهداف تعیین شده خود تصمیم گرفت تا اجرای جشنواره شعر کوچه 5 را به تعویق انداخته تا با تقویت توان مالی و اجرایی خود و نیز فراهم نمودن بستر و زمینه مناسب در شهرستان، در آینده ای نزدیک این جشنواره را به صورت استانی برگزار نماید. در واقع دبیرخانه دائمی جشنواره شعر کوچه وسیله ای است برای ارتقای سطح ادبی شهرستان در زمینه شعر. در همین راستا و جهت شناسایی استعدادهای جوان و هماهنگی نیروهای علاقه مند در این زمینه، در گام نخست برگزاری سلسله نشستهای ادبی با حضور شاعران و ادب دوستان و پیشکسوتان را در برنامه های خود قرار داده و "سرخط" نقطه آغازین فعالیت عملی دبیرخانه و اولین نشست از مجموعه نشستهای ادبی "کوچه" می باشد که به صورت ماهانه به اجرا گذاشته خواهد شد و این، تنها یکی از برنامه ها و طرح های دبیرخانه می باشد.

 

اهداف:

-     بررسی و شناخت نیاز شاعران شهرستان در زمینه ادبیات و طرح ریزی و اجرای فعالیت هایی جهت رفع آنها با مشارکت و همفکری فعالین شهرستان در این زمینه.

-          بررسی وضعیت و جایگاه شعر در شهرستان کازرون و ارائه راه هایی جهت پیشبرد بهتر و اصولی تر آن.

-          شناخت، ثبت و بررسی فعالیت های ادبی در زمینه شعر که در سطح شهرستان کازرون و حوزه های مربوطه صورت می گیرد.

-          برگزاری جشنواره های شعر کوچه انجمن هم اندیشان جوان.

 

ساختار دبیرخانه:

اعضا این دبیرخانه به دو گروه تقسیم می شوند.

1-   هسته مرکزی که همان پنج عضو اصلی و تشکیل دهنده دبیرخانه می باشند. این هسته تیم برنامه ریزی دبیرخانه را تشکیل می دهند.

2-   اعضای همکار و همراهان دبیرخانه در هر گروه و پایه که دبیرخانه برای رسیدن به اهداف خود به فعالیت مستمر و همراهی پایاپای این گروه نیاز بیشتری دارد.

 

در این نشستهای ادبی، تلاش می گردد تا با اجتماع شاعران شهر و در کنار شعــرخوانی آنها، ضمن ارائه مقالات در زمینه های مختلف ادبی، با همفکــری تمامی دلسوزان راهکارهای مناسبی جهت نیل به اهداف تعیین شده به دست آید. همچنین برای شناخت بیشتر جوانان با پیشینه فرهنگی کازرون و نیز ارج نهادن به تلاشهای ماندگار گذشتگان، در هر نشست به معرفی یکی از شخصیت های ادبی شهر که برخی از آنها ممکن است تا حدودی ناشناخته مانده باشند خواهیم پرداخت.

 

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

 

زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

 

***

آشنایی با مشاهیر شعر و ادب کازرون

 

زندگی نامه ایزدی کازرونی:

 

شيخ محمدخان كازروني متخلص به «ايزدي»، فرزند شيخ عبدالله خان، و او فرزند شيخ نصرخان‌بن شيخ عبدالرسول‌خان‌بن شيخ نصرخان‌بن شيخ ناصرخان‌بن شيخ مذكور ابومهيري نجدي، از دانشمنــدان و شاعــران قــرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم هجري است. جد اعلاي وي شيخ ناصرخان كه از اعراب نجد است، از طريق خليج‌فارس به بندر بوشهر آمده و در همان‌جا حكم‌راني اين شهر را بر عهده گرفت، پدر ايزدي، شيخ عبدالله خان كه در بوشهر متولد گرديده است، از اين شهر به كازرون آمد و در همين شهر سكونت اختيار نمود.

شيخ محمدخان ايزدي در كازرون به دنيا آمد و پس از تحصيل مقدمات، راهي شيراز و سپس تهران گرديد و در شهرهاي مزبور به وي‍ژه در شيراز به ادامه و تكميل دانش خويش پرداخت و در ادبيات فارسي و عربي سرآمد شعرا و ادباي خويش گرديد و پيوسته با اهل فضل و دانش و عرفان معاشرت مي‌جست.

ايزدي در ديباچه‌ي ديوانش مي‌نويسد:

«... اين بنده‌ي فاني و سرگشته‌ي باديه‌ي حيراني، محمدبن عبدالله بن نصر... از عهد صبي و اوان جواني، طبعم مايل به مطالعه‌ي كتب سير و كلمات ايمه‌ي خبر و خواندن اشعار متقدمين و متأخرين مي‌بود و نص صريح «اِن لله تحت‌العرش كنوز، مفاتيح‌ها السنة الشعرا» من بنده را شيفته‌ي اين فن شريف و ارتقاي بدين مقام منيف فرمود. با قلت بضاعت استطاعت، متوكلاً علي‌الله، قدم در اين راه نهاده، به كلاف ريسماني خام، نام خود را در جرگه‌ي خريداران يوسف درج نمودم. چند هزار بيتي كه فراهم آمد، در سفري از اسفار به تاراج رفت كه مدتي از افسردگي آن، حالت انشاد شعري تازه نداشتم، تا آن كه ديگر باره بر حسب تقدير، اين ذرّه‌ي حقير را شوري در سر و سوزي در جگر پديد آمده، مايل به سرودن شعر گشتم...»

ديوان ايزدي در بندر بمبئي دو بار به چاپ رسيده است كه يكي از نسخه‌هاي آن به خط ميرزا داوود شيرازي، در چاپخانه‌ي دت‌پرسادپريس بمبئي، در چهارم ربيع‌الثاني سال 1308 هجري قمري به طبع رسيد و شامل مثنوي‌هاي «عشق‌نامه» و «حسن‌نامه» و «قصايد» و «غزليات» و «رباعيات» ايزدي است و روي هم 9702 بيت مي‌باشد.

ايزدي سرانجام در ماه شوال سال 1322هجري قمري در شيراز جهان فاني را وداع گفت و به سوي جهان باقي شتافت. پيكر وي را در بقعه‌ي بي‌بي‌دختران اين شهر به خاك سپردند. روانش شاد باد.

 

منبع: محمدمهدي مظلوم‌زاده ـ كازرونيه (مجموعه مقالات كازرون‌شناسي)/ به كوشش عمادالدين شيخ‌الحكمايي ـ تهران: كازرونيه، 1381

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 11:50  توسط گروه اجرایی  |